×

درباره میز رسانه دینی

هر چیزی که بتواند پیام دین را به دیگران منتقل سازد، رسانه دینی است.
موضوعات دینی مجموعه‌ای است گسترده و با شاخه‌های متنوع، چون معارف، اخلاقیات، دستورات و... که در این میز با قالبهای متنوع ارایه می‌گردد.
×

آرزوی رخصت...!


یا علی! ای آقای من!
ای نور خدایی در دل تاریکی‌ها!
ای ستون دین!


تو را سپاس می‌گویم که در سایه لطفت قدمی برداشتم.


تو، تویی!
و من، کمتر از مورچه در بارگاه سلیمان!
تو را از پیش‌کش کاری چنین اندک برتر می‌دانم؛
اما آرزومندم رخصت دهی تا کار ناچیزم را به نام تو زینت بخشم.
اگر چنین گردد متواضعانه بسی شادمان و مفتخرم.
شاید خدای از تقصیراتم بگذرد و آن را خالص بپذیرد.


تو پدر یتیمان و همسر بیوه زنان و حامی بی‌کسانی!
و من یتیمی غریب!
و خوب می‌دانی غم سنگین یتیم را، آن هم یتیمی غریب.
تو بر من منت گذاری اگر به افتخار این هدیه رخصت فرمایی،
و من سر به آسمان سایم اگر قبولت افتد.


آقای من ای علی فدایت گردم.


*****


مولای ياعلی!
يا نور الله فی ظلمات الارض!
يا عمود الدين!


أشکرک علی اتمام عملی هذا فی ظلک.


أنت أنت؛
و أنا أقل من النمل الی سليمان؛
فأُجِلّک من هديتی إليک؛
لکن أرجوک أن تأذن لی فی تزيين عملی هذا الحقير القلیل،
بوضع اسمک المقدس عليه،
سرورا و فخرا مع التواضع؛
لعل الله يتجاوز عن­تقصيری ويقبله خالصا


إنک زوج الارامل و ابو اليتامی و کافل الايتام،
و أنا يتيم غريب،
و أنت أعلم بشدة هموم اليتيم خاصةً إذا کان غريبا؛
فامنن علی بهذا الفخر!


مولای ياعلی روحی فداک!

×

جستجوی پیشرفته

جستجو در میزهای
دامنه جستجو


×

ارتباط با ما

info@aashtee.org :پست الکترونیک ما
rss
بسم الله الرحمن الرحیم
چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵
۱۱ ربیع الثانی ۱۴۴۸
ابزار
  • نمایش دو ستون
  • نمایش درختواره
  • نمایش متن مقاله
  • بستن متن‌ها
درختواره
«بزرگترین معرکه تاریخ» به فرماندهی دو زن پیامبر
«بزرگترین معرکه تاریخ» به فرماندهی دو زن پیامبر
عظمت جنگها بر اساس نیرویی که در آن جنگها بسیج شده‌اند، محاسبه می‌شود.
مهم‌ترین جنگ تاریخ اسلام، جنگ بدر است. جمعیت اندک مسلمانان و جمعیت فراوان مشرکین. آنان با آمادگی روحی و نظامی کامل و مسلمانان در ضعف و اضطراب…
خداوند در چند مرحله پنج هزار از فرشتگانش را برای یاری مسلمانان بسیج کرد.
اما قرآن از معرکه‌ای دیگر یاد می‌کند که خداوند در آن تمامی نیرو و قوایش را بسیج کرده است.
مکان این جنگ، خانه پیامبر است.
در یک سوی میدان، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ایستاده است.
در سوی دیگر میدان، دو زن از زنان پیامبر…
خداوند با یاری پیامبرش آمد و لشگرش را بسیج کرد. لشگر بسیج شده خداوند عبارت بود از:
۱- خود خداوند (فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ…)
۲- جبرئیل فرشته اعظم خداوند (فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ…)
۳- صالح مؤمنین و قهرمان شکست ناپذیر تمامی جنگهای پیامبر امیرالمؤمنین (فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ…)
۴- تمامی فرشتگان (فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ)
در کدام جنگ خداوند این همه نیرو را بسیج کرده است؟!
آیا بسیج این همه نیرو نشان نمی‌دهد که معرکه زنان پیامبر بزرگترین معرکه تاریخ است؟!
در این معرکه چه حوادثی نهان است که بزرگترین معرکه تاریخ شده است؟!
شاید نطفه سقیفه در این معرکه بسته شده است! شاید!
اگر عاشورا را بزرگ نداریم مانند غدیر انکار خواهد شد
اگر عاشورا را بزرگ نداریم مانند غدیر انکار خواهد شد
روزی این عالم سنی از بغداد به قصد دیدار علامه امینی به نجف آمد. اتفاقا همان روز مصادف با عاشورا بود و شیعیان مشغول عزاداری بودند.
در این مراسم گروه فراوانی از شیعیان مشغول قمه زنی بودند.
این عالم سنی که این مراسم را ندیده بود، به شدت به علامه اعتراض می‌کند که این کارها یعنی چه؟ آیا اینها دستور دین است؟ آیا این گونه کارها توحش نیست؟ و آیا…؟
علامه امینی فرمود ما در مورد بزرگداشت و زنده نگه داشتن غدیر کوتاهی کردیم نتیجه آن این شد که شما قضیه به این بزرگی را انکار کردید.
اگر در مورد عاشورا نیز کوتاهی کنیم شما اصلا فاجعه عاشورا را منکر خواهید...
یک مشت حرف حسابی درباره مجالس روضه‌خوانی
یک مشت حرف حسابی درباره مجالس روضه‌خوانی
این بود وضع عزاداری و این بود اخلاق مردمانی که وجهۀ عمومی این عزاداری را اداره می‌کردند. آیا این مردم بیسواد و عامیان بحت بسیط که اسم خود را هم نمی‌توانستند بخوانند، این اخلاق نیک و این نکته‌سنجیها و لطیفه‌گوئیها و حریت فکر و اراده را از کجا آموخته بودند؟ مسلما پای همین منبرها و در همین اجتماعات، زیرا روضه بهانه و اصل مقصود انتشار تربیت و معلومات اسلامی در توده مردم بود. گذشته از منبر واعظها که نصف بیشتر اوقات روضه را اشغال می‌کرد، همان روضه‌خوانها و ذاکرین هم مطالبی برای مردم می‌گفتند که مایه پرورش افکار و اخلاق آنها بوده و فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ (پس هرکس هموزن ذره ای نیکی کند، آن نیکی را ببیند. و هرکس هموزن ذره ای بدی کند، آن بدی را ببیند.) را در مغز آنها فرومی‌برد و توده را عملا تربیت و از همه بالاتر ایمان را در قلب آنها جایگزین و محکم می‌کرد. جمع شدن عارف و عامی و اعیان و اشراف و متوسط و فقیر در یک مجلس و زیر یک چادر و برای یک مقصود، باعث خبردار شدن طبقۀ توانا از حال ناتوان و بالنتیجه تراوش اعمال خیر از این طبقه و عمومیت دادن فرهنگ در طبقات پائین بود. در فاصلۀ دو روضه‌خوان که قلیان و چای بمردم می‌دادند، هرکس با همسایۀ خود در اطراف بیانات روضه‌خوان و واعظ مذاکراتی می‌کرد و اگر مشکلی داشت، از عالمتر از خود که در آن مجلس زیاد و اکثر نزدیک باو بودند، سؤالاتی کرده و مشکل خود را حل می‌کرد و حول وحوش هم، از این سؤال و جواب استفاده خود را می‌کردند. بواسطۀ همین...
معادله معکوس ضربت علی روز خندق و سیلی عمر روز هجوم
معادله معکوس ضربت علی روز خندق و سیلی عمر روز هجوم
در روز خندق تمام ایمان و اسلام، در مقابل تمام کفر قرار گرفت.
در کجای تاریخ، تمام کفر در مقابل تمام ایمان ایستاد؟
در روز خندق جز علی علیه السلام هیچ کس یارای قیام در مقابل تمام کفر را نداشت.
در کدام روز تنها یک نفر یارای قیام در مقابل تمام ایمان را داشت؟
در روز خندق کفار با دلی پر غیظ بازگشتند و پیامبر صلی الله علیه و آله از خوشحالی سر به سجده شکر گذاشت.
چه زمانی اهل ایمان با دلی پر غیظ بازگشتند و پیامبر صلی الله علیه و آله داغدار گردید؟
ضربت علی علیه السلام در روز خندق، کار کفر را یکسره کرد.
کدام ضربت کفر، کار اسلام و ایمان را یکسره ساخت؟…
به ذات عمر کاری نداریم و صفاتش هم به کنار.
می‌آییم سر افعالش، آن هم افعال یک روزش، روز هجوم.
از میان همه جنایات روز هجوم، تنها یک ضربتش را پیش می‌کشیم و آن: سیلی عمر بر صورت فاطمه سلام الله علیها است.
در روز خندق تمام اسلام و ایمان در مقابل تمام کفر و شرک قرار گرفت.
در روز هجوم هم تمام کفر و شرک در مقابل تمام اسلام و ایمان قرار گرفت
در روز خندق نعره‌های ظالمانه عمر بن عبدود بی پاسخ ماند
در روز هجوم فریادهای مظلومانه فاطمه سلام الله علیها
در روز خندق تنها علی علیه السلام بود که پا به میدان گذاشت و اسلام و ایمان را یاری کرد
در روز هجوم هم تنها عمر بود که پا به پیش گذاشت و شیطان و کفر را یاری کرد
در روز خندق اگر عمرو بن عبدود زنده می‌ماند اسلام نابود می‌شد
در روز هجوم اگر فاطمه زنده می‌ماند، حق علی غصب نمی‌شد و کفر و نفاق نابود می‌شد
اما در روز خندق وقتی خواهر عمر بن عبدود جنازه برادرش را دید، خوشحال شد که قاتل برادرش جوانمرد بوده است
ولی افسوس و هزار افسوس که در روز هجوم هر چه بود نامردی بود و نامردی
چگونه بیعت اکثریت شکل گرفت؟
چگونه بیعت اکثریت شکل گرفت؟
مسائلی که فضا را برای بیعت گرفتن منافقین هموار ساخت عبارت است از:
۱- استدلال منافقین در سقیفه به قرابت با پیامبر
۲- مصداق قرابت مطرح شده توسط آنها، منحصر به سه نفر از منافقین قریش، ابوبکر و عمر و ابوعبیده گردید. این سه خلافت را بین خود پاسکاری می‌کنند.
۳- رقابتها و حسادتهای میان انصار…
4- ضمیمه شدن سایر اعضای حزب نفاق…
5- خدمتگزاری قبیله اسلم به منافقین با چماق…
6- کشاندن مردم توسط تیم ضربتی عمر…
7- استقرار تیم تمام مسلح منافقین اطراف ابوبکر…
8- عده زیادی در این فضای ساختگی با اکراه بیعت کردند.
9- عده‌ای نیز به انگیزه تأمین دنیا اقدام به بیعت کردند.
10- شایعه سازی برای انصراف امیرالمؤمنین یکی از ابزار منافقین بوده است.
چرا که هر کسی که از موضع امیرالمؤمنین می‌پرسید، عمر بی درنگ پاسخ می‌داد: علی خود را از خلافت خلع کرده و خلافت را به نظر مسلمانان واگذار نموده است…